پریشان

شرح روزانه ذهن پریشانم

ترم آخر

شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵، 20:21

جالبه که بعد از کنکور و ورود به دانشگاه با خودت میگی حالا فعلا چهار سال وقت دارم و کو تا چهار سال دیگه ولی غافل از اینکه این چهارسال عین برق و باد می‌گذرن و اصلا متوجه گذرش نمیشی. همیشه میگم که برعکس مدرسه تو دانشگاه اوقات خوبی داشتم و فشارهای مدرسه رو تجربه نکردم. نمیدونم دلیل اصلی اینکه دانشگاه بهتر گذشت چی بود... بزرگتر شده بودم یا دیگه فشار کنکور رو نداشتم؟ یا شایدم با آدمایی آشنا شدم که برعکس مدرسه بهتر میتونستم باهاشون ارتباط بگیرم.

حالا که ترم آخرم و درسم داره تموم میشه انگار دوباره به سیکل معیوب سال آخر دبیرستان و کنکورم رسیدم و با بزرگترین سوال زندگیم دوباره مواجه شدم: الان باید چیکار کنم؟

باید برم دنبال کار؟ یا کار رو بذارم کنار به ارشد فکر کنم؟ ولی در حال حاضر به پول، خیلی بیشتر احتیاج دارم. دیگه کارهای نصف و نیمه و پاره وقت دانشجویی به دردم نمیخورن و از اونجایی که ممکنه سال تحصیلی جدید هم مجازی بشه میلم به ورود مجدد به دانشگاه کم شده. گاهی اوقاتم به سرم میزنه دوباره از اول شروع کنم و کنکور بدم. کاش بتونم کار پیدا کنم. احساس میکنم این همه درگیری ذهنیم با کار میتونه برطرف بشه و حداقلش اینه که کمتر فکر میکنم و کمتر به خودم فشار میارم...

person پریشان
chat
•••